بسم الله الرحمن الرحیم
چه اسم غریبی داری تو
این داستان نیست
آرزو
آرزوی من که...
--------------
ولش کن
-------------
من چرت زیاد میگم...شاید...شاید هم اینها شاهکار است و خودم و دیگران نمیفهمیم و صدسال یا هزار سال دیگر ادمهایی زاده میشوند و درک میکنند مرا و من میشوم اسطوره و ...
-------------
مجسمه ام را شاید بزنند توی همین میدان شلوغی که همیشه هوایش الوده است. تا بلکه مردم یادشان بماند چه گوهری روی این کره میزیسته.
------------
چرت گفتم باز؟ تو ببخش
-------------
خلاصه این یکی روده درازی هم در راستای همان تاثیرپذیری از همه کس و همه چیز است...خودم هم خسته ام دیگر
--------------
احتمالا ریشه این یکی هم همان تنبلی است
---------------
شب بخیر